یکی از مظاهر اسلامی که در طالقان به آن خیلی اهمیت میدادند و مورد توجه بود. اذان گفتن و مناجات کردن بود آنها برای اذان گفتن ثواب زیادی قائل بودند و میگفتند هر کسی اذان بگوید در قیامت رو سفید است ویک سر و گردن در بین مردم از دیگران بلندتر است. روی این اصل در پرده موقع غروب دو سه نفر مرد و سه چهار نفر بچه اذان میگفتند. اذان گویان و مناجات کنندگان دو دسته بودند. یک دسته که تمام ایام سال اینکار را انجام میدادند ویک دسته هم گه گاه این کار را میکردند. صدای اذان بسیار روح انگیز و دلنواز بود و نشانی ازیک آبادی اسلامی دریک سرزمین مسلمان نشین بود.

آنها که کار اذان گوئی شان دائمی بود همیشه در طلوع صبح صادق آن موقع که همه در خواب بودند اذان میگفتند و مردم را برای نماز و دعا بدرگاه بی نیاز از خواب برمی انگیختند همچنین در موقع ظهر و غروب اذان میگفتند در سحرهای ماه مبارک رمضان مناجات میکردند اصولاً اذان گفتن دریک آبادی وجودیک مردم زنده مسلمان را در آنجا میرساند. آنها در اذان گفتن سعی نداشتند صدای خود را خوش کنند یا تقلید از کسانی کنند که صدای خوش داشتند. آنها با صدق دل و صفای باطن اذان میگفتند اذان گفتن آنها برای رضای خدا و کسب ثواب بود. آنها با همان صدا و لحن طبیعی خود اذان میگفتند بارها دیده شده بود موقع ظهریا غروب اذان گویان سالخورده در بیابان و مزارع که مشغول کار بودند حتی تنها که بودند و کسی در آنجا نبود میدیدند وقت اذان است رو به قبله ایستاده و شروع به اذان گفتن میکردند که واقعاً عمل آنها در انسان ایمان و خلوص می‌آفرید ضمناً همین اذان گوها و همینطور عده دیگر در سحرهای ماه مبارک رمضان به مناجات و سحر خوانی میپرداختند و مردم را برای خوردن سحری و گرفتن روزه از خواب بیدار میکردند.

به نقل از کتاب سیمای طالقان مرحوم حبیب اله برنگی